حقوق اداری

قدیر   نظرلو   9630822                                             دانشجوی رشته حقوق عمومی

استاد جناب اقای دکتر سیدمجتبی واعظی                     نام درس حقوق اداری ایران 

بخشنامه  100/2789/900مصوب 1396/1/28          صادره از قوه قضائیه

محتوای رایهیات عمومیدیوان عدالت اداری 1396/11/30   1118_1119

موضوع شکایت و خواسته :ابطال جدول فهرست خدمات قضائیی شوراهای حل اختلاف منضم به دستورالعمل شماره 9015/329/210_95/5/30 معاون قضائی رئیس کل در امور شورای حل اختلاف خراسان جنوبی و نیز  منضم به بخشنامه معاون رئیس کل دادگستری اداره شوراهای حل اختلاف استان خراسان رضوی 

مدیر محترم دفتر هیئت عمومی دیوان عدالت  اداری

احتراما عطف به اخطاریه به شماره 95090580000814/ 96/3/10  در خصوص موضوع اقای محمد دریایی به طرفیت  این مرجع و شورای حل اختلاف استان خراسان جنوبی به استحضار می رساند اولا با تدقیق در ضمائم پیوستی ملاحظه می شود که صادر کننده مرقومه متنازع فیه این مرجع نبوده بلکه معاون قضائیی دادگستری استان خراسان جنوبی در امور شوراهای حل اختلاف در راستای تبیین و توجیه تعرفه های قضائی طرح در شوراهای حل اختلاف مندرج در جدول 16تعرفه های موضوع جدول شماره 5 نسبت به صدور مرقوم موصوف اقدام نموده  هست  ثانیا با تدقیق در دادخواست  تقدیمی  ملاحظه می گردد شاکی در دادخواست خویش به جدول تعرفه خدمات قضائی استناد نموده  واعلام کرده که هزینه دادرسی در شورا یک صدو پنجاه هزار ریال می باشد

حقوق اداری

قدیر   نظرلو   9630822                                             دانشجوی رشته حقوق عمومی

استاد جناب اقای دکتر سیدمجتبی واعظی                     نام درس حقوق اداری ایران 

بخشنامه  100/2789/900مصوب 1396/1/28          صادره از قوه قضائیه

محتوای رایهیات عمومیدیوان عدالت اداری 1396/11/30   1118_1119

موضوع شکایت و خواسته :ابطال جدول فهرست خدمات قضائیی شوراهای حل اختلاف منضم به دستورالعمل شماره 9015/329/210_95/5/30 معاون قضائی رئیس کل در امور شورای حل اختلاف خراسان جنوبی و نیز  منضم به بخشنامه معاون رئیس کل دادگستری اداره شوراهای حل اختلاف استان خراسان رضوی 

مدیر محترم دفتر هیئت عمومی دیوان عدالت  اداری

احتراما عطف به اخطاریه به شماره 95090580000814/ 96/3/10  در خصوص موضوع اقای محمد دریایی به طرفیت  این مرجع و شورای حل اختلاف استان خراسان جنوبی به استحضار می رساند اولا با تدقیق در ضمائم پیوستی ملاحظه می شود که صادر کننده مرقومه متنازع فیه این مرجع نبوده بلکه معاون قضائیی دادگستری استان خراسان جنوبی در امور شوراهای حل اختلاف در راستای تبیین و توجیه تعرفه های قضائی طرح در شوراهای حل اختلاف مندرج در جدول 16تعرفه های موضوع جدول شماره 5 نسبت به صدور مرقوم موصوف اقدام نموده  هست  ثانیا با تدقیق در دادخواست  تقدیمی  ملاحظه می گردد شاکی در دادخواست خویش به جدول تعرفه خدمات قضائی استناد نموده  واعلام کرده که هزینه دادرسی در شورا یک صدو پنجاه هزار ریال می باشد در حالی که در همان جدول اشاره گردیده هزینه دادرسی در دعاوی عالی دو مرحله بدوی تا 200  میلیون ریال 2.5 درصدارزش خواسته می باشدهمان طوری که استحضار دارند بر اساس بند الف ماده9 قانون شوراهای حل اختلاف  مصوب 1394 رسیدگی به دعاوی مالی تا مبلغ 200میلیون ریال در صلاحیت ذاتی انحصاری شورای حل اختلاف بوده و مرجع دیگری حق رسیدگی به این دعاوی را نخواهد  داشت که در واقع شاکی با عدم ذکر عالما عامدا این قسمت قانون بودجه 1395 در مقام انکاراین قسمت قانون بر امده است کما اینکه در قانون بودجه 1396 در جدول   مربوطه   با  حذف هزینه طرح ورودی شورا صرفا تا هزینه دادرسی تا مبلغ 200 میلیون ریال را دو ونیم در صد قید نموده اند که اگر بدین کیفیت ادعای شاکی پذیرفته  شود یکصدوچنجاه هزارریال هزینه داد رسی برای رسیدگی به پرونده های شورا اخذ نگردد لذا با عنایت به مراتب موصوف تقاضای رد خواستخ شاکی از محضر ان مرجع را دارد           ب   _اقایان علی دلشاد  و ابوالفضل جلال ابادی به موجب دادخواستی ابطال دستوالعمل و جدول تعرفه خدمات قضائی که توسط معاون قضائی  رئیس کل دادگستری و رئیس اداره شوراهای حل اختلاف استان خراسان  رضوی ابلاغ شده را خواستار شده اند ودر جهت تبیین خواسته اعلام کردند که : 

به نام خدا

احتراما  اینجانبان ابوالفضل جلال ابادی وعلی دلشاد وکلای رسمی دادگستری به استحضار حضرت عالی می رسانیم قانون بودجه 1395گل کشور در مرخ 1395/2/27

                                                         رای هیئت عمومی

با توجه به اینکه مطابق ماده 23 قانون شوراهای حل اختلاف مصوب سال 1394 هزینه رسیدگی شوراهای حل اختلاف در دعاوی مالی معادل یگ صد وپنجاه هزار ریال  دو ونیم در صد هزینه دادرسی در محاکم دادگستری تعیین شده است  در ردیف 19 جدول شماره 16 تعرفه های موضوع جدول شماره 5 اصلاحیه قانون بودجه سال 1395 گل کشور هزینه دادرسی دعاوی مالی تا مبلغ 200میلیون ریال  دو ونیم درصد در صدارش خواسته ودر مرحله واخواهی وتجدید نظر چهار ونیم در صد ارزش خواسته تعیین شده است نظر به اینکه اولا مطابق بند الف ماده 9 قانون مذکور و جدول شماره 16 قانون بودجه سال 1395 تعیین هزینه دادرسی در شوراهای حل اختلاف در دعاوی مالی ودر مرحله بدوی به میزان دو ونیم در صدارزش خواسته ودر مرحله واخواهی  و تجدید نظر به میزان چهار ونیم در صد میزان مذکور  در قانون بودجه منطبق  با قانون نیست و حسب مورد به میزان مذکور در قانون بودجه باید تعیین شود   ثانیا در جدول شماره 16 اصلاحی قانون بودجه 1395 کل کشور اساسا تعرفه  طرح پرونده حقوق در شورای حل اختلاف یکصدو پنجاه هزا ر ریال تعیین شده است با توجه به مراتب پنجاه در صد هزینه دادرسی در محاکم برای شوراهای حل اختلاف پیش بینی نشده است   وهم از جهت اینکه با مقرره جدول شماره 16 ناظر بر اینکه تعرفه طرح پرونده حقوقی در شوراهای حل اختلاف یکصد وپنجاه هزار ریال است مخالف و مغایر است هستند به بند 1 ماده 12 و ماده 88 تشکیلات و ائین داد رسی دیوان عدالت اداری مصوب 1392 ابطال می شود

                                                     رئیس هیئت عمومی دیوان عدالت اداری _  محمد کاظم  بهرامی

سفری به دیار دریا

فریدون ادمیت

نگاهکی به زندگی واثار استاد فریدون ادمیت

فریدون ادمیت  پشرعباسقلی خان قزوینی در سال1299 .ش.متولد شد وی در ایام ابتایی محصل دارالفنون بود ودر سال 1318 .ش.کلاس پنجم را به اتمام رساند و سه ماه بعد در ازمون نهایی مدرسه متوسطه شرکت کرد وپس از ان به دانشکده حقوق وعلوم سیاسی راه یافت ودر سال 1321 .ش. فاغ التحصیل شد پایان نامه اش رادر باره زندگی واقدامات میرزا تقی خان امیرکبیرنوشت ودو سال بعدبا عنوان  "امیرکبیر و ایران "بامقدمه استادش محمود محمود به چاپ رسیدادمیت در حالی که دانشجوی دانشکده حقوق بود در سال 1319شمسی به استخدام وزارت امور خارجه در امد و سمتایی  رادر ان وزارت خانه در ایام حکومت رضاخان ونیز در دوران محمدرضاشاه برعهده گرفت  برخی از سمتها عبارت بودن از دبیر دوم سفارت ایران در لندن  .معاون اداره اطلاعات و مطبوعات . معاونت اداره کارگزینی . دبیر اول نمایندگی دایمی ایران در سازمان ملل متحد .رایزن سفارت ایران در در سازمان ملل نماینده ایران در کمیسیون امور حقوقی در مجمع عمومی نهم .نماینده ایران در کنفرانس ممالک اسیایی و افریقایی در باندونگ . مدیر کل سیاسی وزارت خارجه  مشاور عالی وزارت امور خارجه  . معاون  وزارت خارجه.سفیر ایران در لاهه. سفیر ایران در مسکو سفیر ایران در فلیپین ونهایتاسفیر ایران در هند ادمیت در کنارانجام ماموریا اداری  در بریتانیا وارد دانشکده علوم سیاسی و اقتصاد لندن شد  و  پس از چنج سال تحصیل در رشته تاریخ و فلسفه سیاسی  در سال 1941 میلادی به درجه دکترا دست یافت وی با درخواست بازنشستگی  زود هنگام به عرصه تحقیق و   پزوهش  در تاریخ معاصروارد شد خدمات زیادی در این موارد انجام داد

سر شناسه                                                         ادمیت   فریدون  _1299

عنوان وپدیداور   اندیشه ترقی وحکومت قانون در عصر سپهسالار نوشته فریدون ادمیت

مشخصات نشر                                                   تهران خوارزمی  1351

موضوع                                   اصلاحات اجتماعی_ایران  _قرن 13 .ق .

موضوع                              ایران _تاریخ قاجاریان1193_1344 ق

موضوع                             سچهسالار جسین بن بنی خان 1243_1298 ق

رده بندی دیویی                                                  074/955

شماره کتابخانه ملی                                      52_320 م

 

 

 

 

کتاب ادیشه ترقی مشتمل بر شانزده فصل می باشد که عبارت است از

1_تحول ذهنی:نگرش عقلی

2_تحول اندیشه های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی

3  _تاسیسات جدید

4 _شکست اصلاحات_پیشروی افکار

5   _سپهسالار:سیاستمدار عصر ترقی

6  _در فلسفه ترقی

7  _در حکومت قانون  

8  _در قانون اساسی  9

9_رابطه سپهسالار با حاکم و محکوم _با دولت ومردم

10  _بحران سیاسی  _بحران ترقی

11 _در پیشرفت اقتصادی

 12  _سرمایه گذار ی  خارجی پیوند سیاست جهانی

13  _در تحول روز نامه نگاری

14  _در قدرت نظامی

15  _خدمات عمومی و نواوری های دیگر

16  -سپهسالار و مدرسه و خانه سپهسالار

امیر کبیر.اصلاحگر دولت ساز. نماینده جهش بزرگ اجتماع بود  در دوره مهم تاریخی.  در راه بیداری افکار. روزنامه و مدرسه برپا کرد ایجاد  دارالفنون  خود نشانه  تحول  ذهنی است  وگر نه چه نیازمندی به دارالفنون بود با قیل وقال اهل مدرسه می ساختند دارالفنون در جهت دیگر از موثرترین عوامل دگرگونی افکار   است گرچه تعلیمات علمی ان تا اندازه ای  مقدماتی  بود _تاثیر اجتماعیش کم نبود  مهمتر از همه اینکه در اصول دانش گذشتگانتردیدی انداخت . به همان مرحله تاریخی . گرایش به علم وتجربه چشم گیر  است :در کار اصلاح  قشون سخن از "قانون علمی :نظام رفت ودر ارزش دانش طبیعی  می خوانیم"علم فیزیک بسیار شریف و ماخذ و مبنای جمیع تعبیه ها و صنایع غریبه فرنگان است "همچنین  در جهت پرورش عقلانی مردم. روزنامه  رسمی اعلام کردکمقصود از تاسیسات تازه "اگاهی وتربیت وخیر و منفعت  خلق است  "و همت دولت مهطوف به  "تربیت اهالی و اعیان  ورعایا و تجار و کسبه خود است که بر دانش وبینش انها بیافزایدو  .......اطلاع و اگاهی و دانایی و بینایی اهالی این دولت علیه بیشتر شودامیر کبیر حتی  بر سر ان بود که نظام سیاست  رابر پایه جدیدی بنیان گذارد حقیقتی که ناشناخته ماند

چونبنیانحکمرانی برقانون قرارگرفت تزلزل و بی ثباتی از میان بروداگر "وزیر عدلیه ایمرحوم یاعزل شدقوانین مرحوم نخواهد شدبلکه وزیر عدلیهبایدهمان قوانین راقوت داده تکمیل نماید"همچنین مانع خواهد امد که اراده پادشاهی  مثل امواج دریا همیشه در تلاطم باشدیا انکه عمله خلوت پادشاهدر سیاست تصرف نماید نویسنده به تلون مزاج ناصرالدین شاه ونا استواری او در کار اصلاح کشور نیز اگاه است همه جا خرده می گیرد خیر ملت و دولت در ان است که پادشاه ترک تبدیل رای کند و کار هر کسی رابه دست خود اوباز گرداندواز محر خلوتیان حضور کلمه ای در امور دولتی گوش نکنند..... واز کنیزکان راز و نیاز خواهند نه تصرف درامور دولتی .....واز فراش تنطیف و ابلغ احکامات جویندنه توسط در حکومات و کمترین  نقصیکه از مداخله انان در کار ملک عارض شود اینکه اهل دولت ازرده گردند وبه کارها بی اعتقاد شوند

در فصل سو کتاب می گوید که در سنت وعقاید مدنی تغییری پدید امد ودر انتقاد باز شد ودر کزی وکاستی ایین کهن سیاست سخن راندند گرایشی به نوخواهی اشکار گشت گرایشی که جهت کلی ان عقلی بود اینک رابطه  ان تحول فکری  را با تاسیسات تازهای که به همان دوران کوتاه سه ساله برپا گشتند _این تاسیسات عبارتند از شورای دولت  مجلس مصلحت خانه عامه مجمع فراموش خانه  هرسه بنیاد نمودار جریان متصل واحدی بودند وسرنوشت هر سه پیوسته به همدیگر

مجمع فراموشخانه نخستین جمعیت سیاسی است اهمیتش به چند چیز است فعالیت اجتماعی دسته جمعی مرام سیاسی مترقی  تاثیرش در بیداری افکار تاریخ ایجاد فراموش خانه اگر در سال 1275 نباشد به یقینسال بعد است یعنی همزمانتاسیس مصلحت خانه

اما در فصل چهار جنبش اصلاحاتی که در کانون دولت پدید امده بود جنبشی که درخشش داشت اما دیر نپایید نیروی انگیزش ان جهش مترقی کاهش یافت در پی نویدهای دولت یاس  امد نقشه اصلاحات مجمل ماند  وبه تباهی ان کوشش رفت  عکس العمل دولت علیه کارهای مترقی که خود اغاز کرده بود _از اوایل 1278اشکا ر گردید  شورای  دولت هنوز  کار عمده ای از پیش نبرده بودکه ریس ان میرزا جعفرخان مشیرالدوله را "با ابقای ریاست دارالشورا به منصب متولی باشیگری حضرت رضوی ....سرافراز نمودندبا رفتن مشیرالدوله که کم وبیش تمایلی  به اصلاحات  داشت از شورای دولت فقط اسمی ماند مجلس مصلحت خانه هنوز رونقی نیافته مدیرش را به یزدفرستادن  مجلس فرامش خانه را نیمه کاره برچیدند  بنیانگزاران وبرخی از هوا خواهانش  را از  ایران راندند _از انکه این دستگاه را مایه فتنه و فساد دانستند و اهل ان  را  اجامر و اوباش گویا در نظر دولت همه اتش ها از فراموش خانه بر می خاست که علیه ان روش سختی پیش گرفتند  یک چند نگذشت  که شاگردانی  که در سال 1275 برای تحصیل به فرانسه فرستاده بودند باز گرداند تصور کردند  انهایی  که  در فرانسه تحصیل نموده و تربیت می شوند جمهوری پرست و بی دین خواهند شد

واما در فصل پنجم جنبش ترقی خواهی که در دستگاه دیوان پدید امده بود ود سال 1278 مهر گردید_پس ار دوران  فترت  ده ساله با  تحرکی  بیشتر در سال 1287 جلوه یافت _جلوه تازه تر و همه جانبه  .بیشتر دانستیم  که گرچه جلو جوش و خروش اصلاحات را گرفتند فکر ترقی از سیر خود باز نایستاد بر  عکس انیشه های  نو و مترقی پیش رفت  وبسترش گسترده  گشت   این  خود طبیعی بود  جریانهای فکری  به عنوان پدیدهای تاریخ چون ریشه دواندن ریشه کن  نمی شوند  البته  ممکن  است  ایده یولوزی نیرومندتری  بر انها پیروز گردد  یا ان افکار  در ایده لوزی دیگری  مستهلک  گردند ولی  دولت  وقت فلسفه سیاسی  نوی  نداشت  که  نیازمندیهای  زمانه  را بر اورد ودر  تصادم  ارای  مترقی  یارای  ایستادگی  داشته  باشد  نظام سیاسی  حاکم   فرسوده  وفاسد  بود  ودر  زمره  همان طبقه حاکم  هیچ هوشمندی  را  دلبستگی   به ان وضع نبود  پس اندیشه  اصلاح و تغییر پیشرفتی نمایان داشت  اما عاملی   که  به  فکر   ترقی   نیروی  عملی  بخشید  واقعات  سیاسی  و اقتصادی  بودند   در  واقع بحران  اقتصادی  و  بیم  سیاسی  و ناتوانی  دولت  بود  که  ضرورت  اصلاحات  را  مسلم  گردانید   این  خود  زهر خند  تاریخ  است  که  همان  عنصر  اصلی  که  از  اسلاح  و  تغییر   هراس   در دل  دولت  افکند  و  موجب  مهار  کردن  ان  گردید

وامادر فصل ششم از تراکم یک سلسله  واقعات  اجتماعی  واز همه مهمتر   بحران اقتصادی  _زمامداری سپهسالار  را متحقق  گرد انید  به عنوان  نماینده  تجدد و ترقی  طرح     مناظم  جدید را  ریخت  ترقی  به  مفهوم  تاریخی پدیده عظیم سازنده  تمدن جدید  غربی  است  وبرخورد مشرق  و مغرب  از  مظاهر  همان  پدیده  تاریخی  است ترقی به  مفهوم   دانش  سیاسی  وجامعه  شناسی   تغییر  و تحول  تکاملی  هیا ت  جامعه  است   در  رابطه  با  مدنیت  مغرب _ تحولی که  عا م  و همه  جانبه  است  و شامل سیاست  و اخلاق   و اقتصاد  و  عقاید  و  کردار اجتماعی   و ارزشهای  ادمی  است  ما ورای  همه  انها ترقی  تغییر  وجهه نظر کلی  ادمی است نسبت  به  مفهوم  عینی  زندگی

عناصر اصلی  اندیشه تغییر و ترقی  اجتماعی  را  می توان  به صورت  فشرده  چنین  اورد  عناصری  که  هیا ت  واحد  مرکبی  را  تشکیل می دهند  جامعه  از  دولت  متمایز  است  رابطه  فرد و  دولت  بر  پایه   حق   و تکلیف   تغییر  می یابد  مفهوم  رعیت  مبدل  به  ملت  می گردد  حکومت  بر  اصول  قوانین   موضوعه  عقلی  بنا  نهاده   می شود  دیانت در سیاست   دخالت  ندارد  ارمان اجتماعی  را  ایده لوزی ها  می  سازند  دانش  طبیعی  در  پیشرفت  صنعت  بکار  بسته  می شود  تولید  صنعتی  افزایش  می  گیرد  دانش  و  خرد  عامل  منحصر  بینایی  و دانایی  وتنها  چاره  هر بدی  و  زشتی  شناخته  می  شود   اموزش  عمومی  گشترش  می  پذیرد  استعداد  فردی  مجال پرورش   می  یابد  شایستگی  فردی  معیار  مقام  اجتماعی  می  گردد  در تحلیل  نهایی  زندگی  عینی  انسانی  موضوع  پرورش  و  اندیشه است

حکومت  قانون حدیث  زمان  بود  ان  معنی  راکه در سیر افکار کردیم بدست دادیم  حکومت  قانون دلالت  دارد  بر  هیا ت مجموع  قوائد  و ضوایطی  که  حاکم  بر  نظام  اجتماع  باشد  _یعنی  حاکم بر  روابط افراد  با  یکدیگر  حاکم  بر روابط  افراد  با  دولت  وحاکم  بر  خود  دستگاه  دولت  حقوق  خصوصی  و  عمومی  حقوق  شخصی  و سیاسی  و  بالاخره حقوق اسامی سی  جملگی  مشمول  کلی  هستند  در  فلسفه  سیاسی  جدید  منشا ان  قوائعد  و ضوابط  و اراده  مردم  شناخته  گردیده  است  از این  رو  فرضیه های  مرده  حقوق  مغرب  و  مشرق  را کنار  می  گذاریم  بحث  انتزاعی  صرف  فلسفی   هم  ربطی  با کار  ما  ندارد  که  گفته  شود  در  مفهوم  قانون  امر  خیر  و  شر  یا  خوب  وبد قواعد  و ضوابط   قانونی  مطرح  نیست  وگفتگو  در  شناخت  ان  قواعد  است  اما  حکومت  قانون  را در  خلا مطالعه  نمی کنیم  و اساسا چگونه  ممکن  است   قواعد  و ضوابط  اجتماعی  را  بر  رسی  کنیم   بدون  انکه بدانیم  از  انها  چه  کاری  ساخته اند و چه حاصلی  با  می اورند   در  مساله  حکومت  قانون  _ما  از  نظر  گاه  فلسفه  قانونگذاری  جدید  می نگریم و جوهر قانونگذاری  را  در  خود عدالت  می نگریم 

سرچشمه  عدالت  را خواه  در  ادراک  طبیعی  انسان  اجتماعی  بشناسیم  (چنانچه  پیروان نحله  تاریخی  اعتقاد  دارند )خواه  در  عقل بدانیم(اندیشه ای  که  زنون فنیقی  رواقی  به  جهان  معرفت  قدیم  وجدید  عرضه  داشته)و خواه  در  زندگی  مادی  ادمی  بیابیم  0چنانچه  متفکران  سوسیالیسم  معتقدند  )یک چیز  مسلم  است  اینکه  میان عدالت  ونیازمندیهای  ادمی  تناسب  مستقیم  وجود  دارد  نیازمندیهای  ادمی  در  عیات  مجموعش  مرکب  از  عناصر  اجتماعی  و اقتصادی  و سیاسی   است  و  همان  عناصر  حقوق  اجتماعی  و  اقتصادی  و  سیاسی  ادمی  را  می سازند 

تلاش دولت در حکومت قانون _باصدارت سپهسالار خیز تاریخی تازه ای  داشت  با نوشتن قانون اساسی  وقانون نامه های  مکمل ان به اوج خود  در حد امکانات دولت میرزا حسین خان رسید فلسفه سیاسی حکومت او را چنین خلاصه می کنیم شناختن حقوق اجتماعی افرادو تعیین حدود ان  دررابطه با قدرت  دولت نفی حکومت مطلق توزیع قدرت وبنیان نهادن سیاست بر قانون اساسی "مسئولیت دولت در تامین :خیرعام:تربیت ملت در اشنایی به حقوق خویش  وهمکاری اجتماعی تشکیل حکومت  متمرکز  و بر انداختن قدرت  نا  مسول حکام تاسیس مجلس  تنظیمات و سپردن مسئولیت  اداره ایلات  به  ان مجلس و سلطه  قانونی کشوری  قانون اساسی ساخته و پرداخته قواعد  و ضوابطی  است  حاکم بر روابط میان  ملت  و  دولت  و حاکم بر نظام  دولت .به تعبیر  دیگرقانون اساسی رشته ای  یست  که  روابط افراد جامعه  را با  دولت  به  هم  می پیوندد  و حقوق  و  حدود هر کدام را  مشخص  می  گرداند جوهر فلسفه  سیاسی بحث در نسبت تا لیفی  ان حقوق است با  قدرت  حکومت  از نظر  ماهییت هیچ  فرقی میان  قانون اساسی نوشته  و نانوشته نیست  مطلب در انتقال مفهوم  انتزاعی  حقوق افراد  اجتماع  است  به  وجود متحقق ان خواه  در  قانون  اساسی نوشته   یادر عرف  نا نوشته  به علاوه  در منطق  قانون اساسی  ممکن  است  خود ملت  برخیزد   نظام  سیاسی و قت را دگرگون  گرداند و قانون اساسی  برپا سازد (مانند انقلاب مشروطیت ایران )ویا فرمانروایان در شرایط خاصی خود  قانون اساسی بنهند این فرض  ناشی از این تصور کلی است که نا زمانی  که  هراده  مردم  به  عنوان  منش   حاکمیت  دولت به رسمیت شناخته  نگردیده  وقانون  اساسی  در  کار  نیست _فرمانروا به  اعتبار  هختیار  خویش به  وضع  قانون اساسی پردازد در تاریخ مشرق و مغرب نمونه های متعدد ان  را می شناسیم قانون اساسی  که  میرزا حسین  خان نوشت  در همان جهت  بود همچنین قانون اساسی که  مدحت  پاشا  در عثمانی   و ایتو  در  زاپن  گزاردند همان فرضیه سیاسی بود 

در فصل نهم اشاره می کند برخورد حکومت قانون و قدرت نا مسئول   تضاد عینی میان حکومت  قانون  وقدرت اقلیت حاکم _تصادم ان دو نیرو  را پرهیز ناپذیر ساخت اقلیت حاکم مسئولیت  نمی شناخت  ودر  سنت  خود  کامگی  پرورش یافته  بود  خود کامگی  سیاسی  از  دو  عنصر اصلی  تشکیل  می  گردید قدرت  طلبی  و  دیگر  سود جویی و  بهره  گیری اقتصادی  (با این صر  را  می  شود  در  مفهوم  واحدی  ادغام کرد   یا  خیر )پس شگفت  نیست که منطق  مجموع قانونگذاری عصر سپهسالار دو جهت  عمومی  داشته  باشد شناختن  مسئولیت  و محدویت  قدرت سیاسی  و دیگر نفی  تعدی طبقه حاکم به حقوق  ملت  ومال  رعیت   و خزانه  دولت  به  تعبیر ی  دیگر   حکومت  قانون که  خواست  رابطه  حاکم  و محکوم  را   بر  بنیان  تازه ای  استوار  گرداند  و  عدالت  قانونی  را جایگزین  ستمگری  سیاسی  گرداند  ستیزگی  اقلیت  حاکم  را  بر انگیخت این  تصادم  محتوم بود  سپهسالار خود  رابطه اش  را با  زور مندان خوب  توجیه می کند :"ماموریت"من ضعفا و فقرا و مظلومین را دوست و امید وار {گردانیده}کبری و جابرین و اشخاصی  که  تا به حال  به  زیر  دستان  خودشان   کیف  ما  یشا  رفتار  می کردند  و امروز ......  نمی توانند به  احدی  تعدی  و  ظلم نمد_بالطبع  با  این  غلام دشمن  و بد خواه  می شوند   باز  می اورد   در  ایران  به  قدری  عادت  به  بی قاعدگی کردند  _که اگر  جزیی ا انتظام  در  امور  رو  بدهد  محل حرف  می  شود  

 نخستین برخورد حکومت  قانون  بت قدرت  نامسئول در  رابطه دولت  سپهسالار  با  شاهزادگان  جلوه  یافت   _طبقه ای که  حکمرانی  ولایات  را تقریبا  به انحصار خویش  داشتند  و ولایات  را تیول  خود می ان گاشتند  به قول  میرزا  حسین  خان  "خاقان  مغفور  چهل  چسر  داشت  وهمه دارای  حکومتهای  مستقله  بودند   و شاه مبرور...... هشت برادر داشت جمیع انها  حاکم  بودند  حالا  ظل السلطان  و کامران  میرزا  پسران  ناصر الدین  شاه   هم به ثمر رسیده بودند  ظلم هر  کدام  کافی  بود   دنیایی را به  اتش  بسوزاند  (الحق مظفرالدین میرزا ی  ولیعهد  ستم  پیشه  نبود  )نبرد  سپهسالار  با  ان  جماعت  شگفت  نیست  شگفت  اینکه  پاره ای  کارهای  سترگ از پیش برد

بحران سیاسی بحران ترقی  سفر فرنگ خیال انگیز بود هم فال بود و هم تماشا اما انگیزه  میرزا حسین  خان  سیاحت  نبود  سیر  و سلوک  در  قانون  تربیت  و  مدنیت  بود  که  بواسطه  انقلابات  و  تاریکی قرون  گذشته  متروک  شده  بود بر  سر  ان  بود  که  پادشاه  و  بزرگان  کشور  به  مشاهده  حسیه   از  ترقیات  طبیعی  و  صنعتی  مغرب  اگاه  گردند  و تنظیمات  مغرب  زمنییان  را  در حفظ حقوق  ملت  و  ثروت  دولت  به  رای  العین  ببینند _تا برای ترقی  دولت  و  ملت  ایران  تدابیر فوری  و  موثر  بیندیشند

این فکر از همان فرض سیاسی   سر چشمه  می  گرفت  که  چون  دولت  عامل  اصلاح  وترقی  است  _سران  دولت  بایستی  به  ترقی  خواهی  اعتقاد  یابند و  به  اصلاح مملکت  بر  خیزند  _فکری  که  در  سراسر  مشرق  رایج  بود  به  همان  نیت  سلطان  عثمانی  سفری  به  فرنگ  کرده  بود  (1283) چند سالی  بعد  امپراطور  زابن  رهسپار ان  دیار  گشت حالا  نوبت  شهریار  ابران  بود    به  خیال  میرزا  حسین  خان   این  سفر  شاه  راه  بزرگی  به  روی  ترقی  ایران  خواهد  گشود  حتی  در  تشویق  شاه  گفت  ارمغان  این  سفر  معظم تر  از  فواید  سفر  نادر  به  هندوستان   خواهد  بود  گویا  نمی  دانست   برای  ایران  و  دولت  خویش بد شگون  می  بود  اگر  از  مرد  دینداری  می پرسیدند  لابد  می  گفت  چون  شاه  در  رفتن  به  فرنگ  استخاره  گرد  و بسیار  بد  امد  و  منصرف  گشت  _وصدر اعظم  به  هر  تدبیری  بود  او  را  راه انداخت  شومی  سفر  دامنگیر  خودش گردید

 رشد وپیشرفت اقتصادی  از مهمترین  عناصر  نقشه  عمومی  ترقی  شناخته  گردیده بود  اما  معلوم  نیست  تاثیر  ان رادر  تحول کلی  اجتماعی  تا  چه اندازه    تمیز  می دادند  ترقی  اقتصاد   صنعتی  پرداخته  دو  عامل  اصلی   بود   بکار انداختن  سرمایه  بکار  بستن دانش  فنی .سرمایه   چرخ  فعالیت  جدید  اقتصادی   را بکار  می انداخت   دانش   فنی مواد  طبیعی  را  به  صنعت  مبدل  می کرد  هدف  مجموع رشد اقتصادی  بود 

از نظر  اقتصادی  مساله  اصلی   همه  جامعه های  اسیایی (که  دوره  پیش از اقتصاد نوین  رامی گذراندند)

 این بود که  از یک  سو  سرمایه علمی  وفنی  مغرب  را  بدون  چمن  و چرا  فرا  گیرند  و  از  سوی  دیگر  دستگاهب بوجود  اورند  که  سرمایه  داخلی  گرد  اید  و  به  راه  صنعت  تولیدی  بکار  انداخته  شود  در  این  سیر  تحولی  .دولت  مسپولیت  بزرگی  به  گردن  داشت  یکی  از  جهت  ابتکار  اقتصادی  .دیگر    از  نظر  سیاست  ارشادی    ایمنی  اقتصادی  از  شرایط  لازم  بود    وخزاین  طبیعی  از   عوامل  \یشرفت   اقتصادی  بشمار  می رفت  در  تحلیل  نهایی  نظام  مضبوطی  لازم   بود  که  دستگاه  اقتصاد  صنعتی  تعبیه  گردد  و رشد  یابد  مایه  قدرت  مادی  کشور  را  قدرت  صنعتی  می  ساخت  و  بس  خوب  یا  بد  همین  بود  دیگر  حرفها  بیمعنی  و  نا مربوط  است

در  ایران  نخستین   وزیری  که  به  فرزانگی  اثار  زیانبخش  تجارت  ازاد  ارو\ایی  را  دریافت  و  جلو  گسترش  ان  را  بست  ـقاپم  مقام  بود  و نخستین  وزیری  که  به  برهم  زدن  ایین تجارت  ازاد  بر  امد  و  به  تاسیس  اقتصاد  صنعتی  ملی   بر  خاست  امیر کبیر  بود  چون  انگلیس  خواست  امتیاز  تجارت  ازاد  را  (مشابه  قرارداد  بازرگانی  ترکمانچای  )بگیرد   مشاجره   تندی  میان  نماینده  ان  دولت  وقاپم در  گرفت  (1250)قاپم   قام  گفت  این  تجارت  وسیله   نابودی  تدریجی  این  مملکت  فقیر  و  ناتوان  می  گردد  و عاقبتش  این  است  که  ایران  میان  دو  شیر  قوی  \نجه  ای  گه  چنگالشان  رادر  کالبد  ان  فرو  برده اند  تقسیم گردد .....

واگر  انگلیس  خیر  خواه  حقیقی   ایران   است   ما  را  یاری  دهد   تا  عهد نامه  بازرگانی  تر کمانچای  را  باطل  کنیم  وزیر  مختار  می  نویسد  در  اثبات  سودمندی  انعقاد  قرار  داد  تجارتی  هر  برهانی  که  ممکن  بود  اورده  شد  اما  احمقانه  است  اگر  تصور  کنیم  که  در  جد ل  و  جنگ  استدلال  بتوان  بر  قاپم  مقام  فاپق   اییم    می دانیم  \س  از  قاپم  مقام  امتیاز  تجارت  ازاد  را  به  انگلیس  نیز  دادند   اما  امیر  کبیر  بر  ان شد  که  با  \شتیبانی  صنعت  ملی ورود  ازاد   امتعه  خارجی  را  از  ایران  براندازد  همچنین  به  حرکات  و  عادات  خود  طوری  مسلوک  می  داشت  که  جنس  خارجه  را  مردود  می  ساخت  وکسی  خریدار  نمی  شد  این  معنی  رانیز   شناسانده ایم  که  انگلیس  با  ایجاد  کارخانه های صنعتی  مخالفت  ورزید  و از  فرستادن  خبرگان  فنی  دریغ  داشت  وزیر  مختار  ان   دولت  به  امیر  کبیر  گفته  بود  تاسیس  کارخانه  صنعتی  تجربه  \ر خرجی  است  بهتر   این  است  \ارچه  فرنگی  را  به  بهای  ارزان تر  وارد  کنید  از امیر   باسخ  شنید  برباکردن  کارخانه  داخلی  دست  کم  این  فایده  را  دارد  که  هر  بولی  صرف  ان  گردد  در خود  مملکت  می  ماند  در  صورتی  که  حال  باید  برای  خرید  بارچه  شمش  طلا  بدهیم  حتی  صنف  بازرگانان  تبریزی  از  میرزا  تقی  خان  خواستند  جلو  ورود  متاع  اروبایی  را ببندد   وبه  دولتهای  فرنگ  اعلام  فرمایند  که  هر  گاه  بس  از  این  قماش  مزخرف  و  بنجل  خود  را  بیاورند  در  سرحد  ایران  ضبط  دیوان  خواهد  شد   امیر  که  بیست  سال  بیش  از  اغاز  ترقی  زابن  معرف  اقتصاد  ملی  اسیایی علیه  تعرض  اقتصاد  سیاسی  غربی  بود  ـاز میان رفت

در فصل دوازدهم  می بینیم که سرمایه گذار  خارجی  بیوند  سیاست  جهانی  

شما  خود  می دانید  که  این  کار  کار  سهل  و  اسانی  نیست  نیکنامی  و بدنامی ان  ابدی  است  هر  مسپله  ای  از  مساپل  ان  را  باید  دقتها  کرد  تامل  نمود  که  خدا  نکرده   خبط  و  خطایی  در  ان  دست  ندهد  و نتیجه  ناگواری  برای  دولت  حاصل  نشود   

میرزاحسین خان  به  محسن  خان  معین الملک

سرمایه  گذاری  خارجی   از دو  جهت  در  کشورهای  مشرق  فریبندگی  داشت  تحرک  وسرعت  اقتصاد  تولیدی  گسترش  فعالیت  اقتصادی  در  تقابل  ان  از  نظر  اقتصاد  ازاد  غربی  مشرق  زمیت  میدان  تازه ای  بود  برای  ابتکار  اقتصادی  سرمایه داری  ـابتکاری  که  خواه  و  ناخواه  نفوذ  سیاسی بهمراه  می اورد  در  سده  گذشته  قضیه  بکار  انداختن  سرمایه  خارجی  با   سیاست  کلی  دولتهاب=ی  اروبایی که  نفوذ  سیاسی   خود  را  قبلا  در  اسیا  برقرار  ساخته  بودند  ـهمبستگی  داشت  مقابله  ان  وجهه  نظر  شرقی  با  فرض  اقتصاد   غربی  ـدو  حالت  متضاد  کشش  و  گریزی نسبت  به  سرمایه  خارجی  در  کشورهای  اسیایی بوجود  اورد  این  گرایش  و  برهیز  امیخته  با  بیم و امید  در  روانشناسی  سیاسی   ورویه  سیاست  دولت  ایران  نمایان  است  به علاوه  می دانیم چون  اندیشه  ها  و  فرضیه های  اجتماعی  در  تضاد  مطلق  تاریخی قرار گیرند  ـهمیشه  عکس العمل  متقابل  دارند بس از یک  سو  می بینیم  از  هراس  اینکه  مبادا  سرمایه  گذار  بیگانه  سبب  مرارت  کلی   برای  دولت  بشود  ـیک سره  ان  را  طرد  می کردند    بدون  این که   به  جایش  تدبیری دیگر  بیندیشند  واکنش    ان  خمودگی  اقتصادی  این  بود  که  گاه   بگویند  در  قضیه  دادن   امتیازات  به  کمبانی های  خارجه   ........هر کار  وهر  خبطی  بکنند صد  مرتبه  بهتر  از  ان  خواهد  بود که  مثل  ایام  سابق  بیکار  بنشینیم  این  بیان  حدت  ان  عکس العمل  رانشان  می دهد  وگرنه  اینکه  در  بی  چنان  فرض  اقتصادی  بودند امکان  وجه  معقول  سومی  هم  بود  که  نگذترند  سرمایه داران  خارجی  بساط  خودشان  را  بهن  کنند  ولی  ان   کاردانی  راابراز  می  داشتند  که  شرایط  اجتماعی جمع  سرمایه  داخلی  را  فراهم  گردانند ـ وان  را  در  جهت  اقتصاد  تولیدی  بکار  اندازند    ان  راهی  بود  که  زابن  بیش  گرفت  جلو  رفت  تا وقتی  که  چنان  همت  و  لیاقت  وسعوری  بخرج  نمی دادیم ـسر مایه  گذار  خارجی  همچنان  فریبنده  بود

در تحول  روز نامه  نگاری    روزنامههای جدید  بربا  گشتند  بحث  و  انتقاد  بهنا  گرفت  دستگاه  روز نامه  به  خدمت  بیداری  افکار  بکار  افتاد  بیش  در  امد  افکار  عمومی  این  بدیده  اجتماعی  جدید  بدید  امد  ـتحولی  که  بس  شگرف  است  و  نا شناخته

در دوره بلا فصل  بیش از سبهسالار چهار  روزنامه  دایر بودند _روز نامه هایی کم  ارزش  وبیهوده نویس مگر روز نامه  علمیه   که به نسبت سودمندبود   بیست  سال بیش  که  امیرکبیر  روزنامه  وقایع اتفاقیه  راتاسیس  کرد (1267)مدار  ان  رابر تربیت اهل  ایران  نهاد هدف  این  بود  که  بر  دانش  وبینش  انها  بیافزاید  به  مرحله  بعد  روز نامه  نویسی  انحطاط  یافت حتی مروج بیدانشی  گردید  میرزا  حسین  خان  از  ان  روز نامه ها  همیشه  دلخور  بود  در انتقاد  انها  گفت  وقایع  بزرگ  دنیا را ملت  ایران  اطلاع  حاصل  ننموده و  روز نامه نگار  یک  کلمه از این تحولات  عظیم نمی نویسد  روز نامه  که  در  کشورهای  دیگر  دستگاه  منحصر به فرد  واسباب ترقی  یک  ملتی  است  در  ایران  اسباب  مسخره  در  امده  است  در  نامه  خصوصی  به  دوست  خود  مستشارالدوله چنین  اورده  است مدتی  است  بر خود  مخمر  نموده ام  روزنامه دارالخلافه  را  مطالعه  نمی کنم   خیلی  به  ندرت  می فرستند و هر  وقت  هم  که  می  فرستند  بدون  مطالعه  به  اتباع  سفارت  می  دهم  زیرا که  از  مطالعه  و  مقایسه  ثمری  نمی دهد  ........مکرر  معایب این قسم روز نامه و تکلیف  روز نامه  نویس  و نتیجه ای  که  از  این  کار  خواسته اند  {به دولت} عرض  نمودم  ثمری  ندیدم  زورم  به  خودم  رسید  که  دیگر  مطالعه  ننمایم در  همان  دو سه  ماهه  اغاز  وزارت  مشیرالدوله  ان  روزنامه های  بی مغز یکسره  تعطیل  گشتند (فقط روزنامه  ملتی  راچند ماه  زودتر برچیده  بودند )جای  انها  را  روز نامه  ایران  گرفت  که  عنوان  نشریه  رسمی  میرزاحسین خان  خود بنیان گذار چهار روزنامه  مستقل  است   وقایع  عدلیه    نظامی    مریخ  و  وطنخواهیم  دید  که  تاسیس  المانک  یا  سالنامه  نیز  از  کارهای  اوست  نه  دیگری   از  انها  گذشته  روز نامه  علمی  نیز  در این  دوره  بربا  گشت وبا  عزل  مشیرالدوله  تعطیل  شد  روز نامه ای  هم  در  شیراز  ایجاد  گردید  چون  دوره  سبهسالار  بسر  امد  هیچ کدام  از  ان  روز نامه ها  برجای  نماند مگر  روز نتمه  رسمی  ایران  در ضمن  اینکه  مولف  واکذار  کردید

در فصل چهاردهم اشاره  می کند  به  قدرت  نظامی  تاریخ  اصلاحات جدید    در  کشور های  مشرق  _با اصلاح  لشگر در  جهت  تاسیس نظام  اروبایی  اغاز  گردید  _ان  گاه  که  هنوز  خبری  از  فلسفه  ترقی  اجتماعی  نبود  با تحولی که در  تعقل  اجتماعی  پدید  امد  _مفهوم قدرت  نظامی  موضوعیت  وهدف  ان   نیزتغییر  یافت  این  معنی  در  ایران  و عثمانی  و  زابن دقیقا  راست   می  اید  گرچه  نتیجه  عینی ان  در سه  کشور  به  هیچ  وجه  یکسان  نبود   ایجاد  :ارمه  منظم:  و  لشگر  ملتی  از  اصول  دولت  سبهسالار بود  همچنانکه  نظام  نیرومند شعار  دولت  میجی  زابن و  نظام  جدید  از  مواد  تنظیمات  عثمانی  بشمار  می رفت  مهمترین  عنصر   سیاست  نظامی  هر سه  کشور  دفاع  از  حقوق  و حاکمیت  ملی  بود

ان وجهه نظر مشترک  برداخته  سه  عامل  اصلی  بود  عبرت  تاریخ  نا ایمنی  سیاسی  در  روبرو  شدن  با  تعرض  و قدرت  مغرب    وجود  تشکیل  حکومت  متمرکز   زابن تا عصر  میجی  نظام جدید   نداشت  حمله  دریایی امریکا  و داستان  بری  و ایجاد  کا بیتو لا سیون_درس عبرت داد اندیشه  نظام  غربی  را بیافریند  به علاوه  خطر جنگ  داخلی و لزوم  بر انداختن  مئو دالیسم  مطلق (که  تا  ان  زمان  بر زابن  استیلا داشت  )ان  فکر  رانیرو  بخشید  زابنیان  به  ظرف  سی   سال  لشگری  اراستند   روس  شکن  عثمانی  از یک  سو  با  روس  دست  و پنجه  نرم   می کرداز سوی  دیگردر کشمکش با دولتهای  بالکتن  بود  و امپراطوری  به  مرحله  متلاشی  شدن  رسیده در  دوره  تنظیمات  و  پس  از  ان  نقشه  تقویت  نظامی تحرک  تازهای   یافت  مدارس  "حربیه:جدید بنا  گردیدند  ناسیونالیسم  ترکی  و  تفکر  دولت  ملی  در  ان  مدرسه های  نظامی  نمو  بیدا  کرد و دولت سازان  جدید  تر کیه  درس  خواندگان  همان  کانون نظامی  بودند  اما   ایران  نه  دشواری  عظیم  فئودالیسم  زابن  را  داشت نه با بلای  اقوام  نا متشکل  و تجزیه طلب عثمانی  مواجه  بود  گرفتاری  ما  تهدید  و  زور  گویی دو  همسایه  متجاوز  استعمارگر  بود نا توانی  دولت  در باسبانی  حقوق  حاکمیت  در  تقابل  با  تعدی  ان  دو  کشور   و نداشتن حکومت   متمرکز نیرومند

نواوریهای  اجتماعی  را طبعا  باید  در  ربط  با  اداب و رسوم  قدیم  مورد  مطالعه  قرار  داد  همه  انها  را  یکجا  می اوریم  مجموعشان  جلوه ایست  از روح  نو  خواهی  زمان  شروع  می کنیم  با  شیوه  نامه  نگاری  رسمی  این  خود  جنبه  ای است  از  انتقاد  بر  سبک  نگارش  پیشینیان    وگرایشی  به  ساده  نویسی  قانون  دولتی که  چند  سال  پیش  (رمضان 1284)در  اصلاح  نگارش   رسمی  گذارده  شده  اما کسی  به  ان  گوش  نداده بود  _حالا از نو  اعلام  گردید  روز نامه  رسمی  مقاله ای  در تایید  ان  نوشت  وبه  سنت  منشیان  سخت  تاخت  عنواناتی  که  بالفعل  متداول  است  وطراز  رسایل  شده  از  امور  اعتباریه  ومخترعات  منشیان   ومجعولات  مترسلین  است  که  به  اقتضای  وقت......  الفاظی  وضع  کرده در افتتاح  خطاب   می  نوشتند  و چون  مبنای  ان  بربی حقیقتی  و  خوش  امد  بود  جمعی  از  متملقین  با  یک  ازلذی  کامل  نقد  عمر  عزیز....خود  را  صرفکرده  به  مرور  ایام  الفاظ  متملقانه ای  منتخب  و  بر  انها  ملحق  کرده اند  کار  بجایی رسید  که  ذوق  سلیم  در  اجازه  ان  تامل  داشت  و  فرمان  عقل  در  ترک  ان  هیچ  تامل   نداشت  ....این  تقیدات  که  در  اظهار  بی حقیقتی  نص   صریح  است  شدت  کرد  و به  حدی  رسیده که  جانها  در  سیاقت  عبارت  عنوان   به  معرض  فدا    و  فنامی رفت  عنوانات  از  خداوندگارا  وخدایگان  بالا رفت  و  تا  دامن  جلال  جهان افرین  رسید از  انجا  که  نوشتجات  را  بدون  عنوان  قلمی  دارند  خاصه  ان  گونه  الفاظ  را  ننگارند

رسیدیم  به  پایان  عصر  سپهسالار عمر  ده  ساله  صدارت  و  وزارت  میرزا حسین  خان  در  اغاز  شوال  1297 به  اخر  رسید  ایده لوزی  جدید  اجتماعی  و کارنامه  اصلاحات  را  در  ارتباط   با  روح  تاریخ  ودر نظام  سیاست  ایران  مطالعه  کردیم  اینک  می  پردازیم به   اخرین  مرحله  زندگی  سیاسی ان   وزیر  اصلاح  گر  وبه  تاثیر  ان  دوره  تاریخی  

روابط  میرزا حسین  خان  با  ناصرالدین  شاه  پس  از  نوسانهای  پر پیج  وتاب  _در   مدت  یکی  دو  ساله   اخر  روی  هم  رفته  خیلی  خوب نبود  اساسا  بعد  از  دوران   صدارت  اعتماد  مشترک  سابق  میان  وزیر  وشاه   برقرار  نگشت  البته  شاه اعتقاد  و  اعتماد  خود  را  نسبت  به  سپهسالار مکرر اعلام  داشت  ودر  همان  چند  ماهه  اخر  که  میرزا  حسین  خان   از  تزلزل  اطمینان  شاه  شکایت   نوشت  پاسخ  رسید  این  خیال  ....مایه  تاسف  من  شد  خیر  این طور  نیست  اگر  من  به  شما اطمینان  نداشته  باشم  کارهای  بزرگ  دولتی  راچطور  با دست  شما  می  گذرد  باز  به  همان  زمان  (در کار  بستن  قرار  نامه  استرداد  هرات  )شاه  اعلام  کرد  انصافا  این  هست  که  .....این  خدمت  عمده   و عمده  به  دست  شما  شده  و خواهد  شد  چقدر  باید   مفتخر  باشید  ....وچقدرها  باید  قدر  خدمات  شما  را  دانست  بار  دیگر  همان  اوان  و به  همان  مناسبت   شاه  در  تحسین  میرزا  حسین  خان  نوشت  امید  وار  هستم  به  دست  شما این  خدمت  انجام  بگیرد  اسم  شما  در  تواریخ  به  یادگار  بماند