حقوق مدنی 3
عقد مجانی یا مسامحه ای در عقد مغابنه ای یا معوض علم تفضیلی لازم است همه اوصاف جنس مبلغ از همه چیزش باخبر باشد عقد مطلق :هیچ شرطی در عقد مطلق قید نمی شود مشروط فرق مشروط با معلق علیه مشروط از زمانی که بیع انجام شد اثر ملکیت تمام شده ولی در معلق علیه مثل هبه باید ان حادثه رخ بدهد تا اثر عقد هبه انجام شود الحاقی ---------تحمیلی هم می گویند اجباری مثل وام بانکها دو جور وام دارند یکی سود وام و دیگری جریمه دیر کرد معین عقدی است که در قانون نام و احکام مشخص دارد مثل عقد نکاح هبه صلح نامعین عقدی است که در قانون نام نبرده و احکام مشخصی ندارد موضوع ماده 10 ق م موضوع ماده 190 شرایط عمومی قرار دادها
190 ---برای صحت هر قرار معامله شرایط زیر اساسی است 1- قصد طرفین و رضای انها 2- اهلیت طرفین 3- موضوع معین که مورد طرفین باشد 4-- مشروعیت جهت معامله
هر عقودی از این 3 حالت خارج نیست 1 صحیح 2 باطل 3 -غیر نافذ عقد صحیح باید عین ماده 190 را داشته باشد عقد باطل یکی از شرایط ماده 190 را نداشته باشد و ان شرط ان قدر مهم است حتی بعدا هم به عقد ضمیمه شود بازهم عقد باطل است از همان ابتدا هم باطل است و اثر قهقهرایی دارد عقد باطل اصلا زنده متولد نشده است قصد معامله ای
ماده 365 بیع فاسد اثر تملک نداردذ 195 - اگر کسی در حال مستی یا بیهوشی یا در خواب معامله نماید ان معامله به واسطه فقدان قصد باطل است عقد غیر نافذ عقدی است که یکی از شرایط صحت موضوع ماده 190 را نداشته باشد لکن اگر ان شرط بعدا ضمیمه شود عقد صحیح است مثل عقد فضولی معامله غیر نافذ باید رد یا قبول شودوتا اخر عمر غیر نافذ نمی ماند
انحلال عقد صحیح و تفاوت ان با بطلان عقد انحلال عقد به 3 طریق انجام می گیرد 1- اقاله 2- فسخ 3- انفساخ یا منفسخ به حکم قانون -------- نکته -------------اقاله مربوط به طرفین عقدی است اگر یکی از دو طرف بمیرد وراث نمی توانند اقاله کنند اقاله خودش یک عقد است ---------نکته -------فقط عقود را می توان اقاله کرد و ایقاع قابل اقاله نیست اقاله مربوط به عقد لازم است و شامل عقود جایز نمی شود ----------- 3مورد از عقود را نمی توان اقاله کرد 1- ضمان نقل ذمه 2- وقف 3 -نکاح ----------------------سبب دوم انحلال فسخ اقاله فسخ ایقاع است یعنی یک طرفه اقاله عقدی است یعنی اراده دو طرفه اقاله فقط در عقود لازم فسخ هم در عقود لازم وهم در عقود جایز است -----------------------سبب انفساخ یا منفسخ یا حکم قانون 954 کلیه عقود جایز به موت احد طرفین منفسخ می شود و همچنین به سفه در مواردی که معتبر است ----------------------------------------------قصد و رضا 1- خطور خطور یعنی فکر خرید 2- سنجش 3- رضا 4 -قصد 191---------عقد محقق می شود به قصد انشا به شرط مقرون بودن به چیزی که دلالت بر قصد کند نکته اول از لحاظ زمانی در هر معامله رضا مقدم بر قصد است اما از جهت حقوقی قصد بر رضا مقدم و محقق است دوم -فقدان قصد در همه جا (عقود و ایقائات )موجب بطلان است و چاره بذیر هم نیست سوم فقدان رضا موجب عدم نفوذ است و چاره بذیر می باشد با تنفیذ صحیح می شود ودر معامله فضولی فرض صاحب مال رضایت ندارد ولی بعدا راضی بشود معامله صحیح می باشد ماده 192 - در مواردی که برای طرفین یا یکی از انها تلقض ممکن نباشد اشاره که مبین قصد و رضا باشد کافی خواهد بود اعلام قصد را به هر شکلی می توان اعلام کرد حتی با اشاره
---------- - ارکان ایجاب و قبول -------- 1 - ایجاب باید بیشنهادی کامل باشد 2- مشخص باشد ( نوع عقد ) (فروختم هبه کردم خریدم صلح کردم )3 - قاطع باشد منجز باشد قصد داشته باشد جدی باشد 4 - قبول باید بدون قید وشرط به لحاظ ایجاب صورت بگیرد
موارد تلاقی اراده ها 1 - در نوع عقد 2 - ماهیت مورد عقد هر دو منظورشان یکی باشد 3 - در مال معامله مصداق مورد معامله (یا عقد ) وصف در صفت اساسی ( صفت جانشین ذات )النگوی بدل طلا با طلای اصل ----------- در کلی در ذمه مصداق لازم نیست اراده ها یکی باشد --------------------------------چه اشخاصی عقد را انجام می دهند -----------اصیل و نماینده اصیل کسی است که معامله را برای خودش انجام می دهد نماینده یا غائب کسی است که برای اصیل معامله را انجام می دهد نماینده ها انواعی دارند که 1- نماینده قرار دادی مانند وکیل 2 - نماینده قانونی یا قهری :بدر و جد بدری 3 - نماینده قضایی مانند قیم 4 - نماینده ایقاعی وصیت عهدی نماینده ایقاعی کسی که فوت کرده از طرف فوت کرده باید کارهایی را که گفته باید انجام دهد ماده ماده ماده 445 -هریک از خیارات بعد از فوت منتقل به وراث می شود ماده 76 کسی را واقف اورا متولی قرار داده می تواند بدوا تولیت را قبول یا رد کند
قائم مقام ماده 497 عام وارث طرفین مالی را بفروشند که حق انتفاع باشد به قائم مقام می رسد خاص ماده 53 قائم مقام خاص منتقل الیه یعنی من مالم را انتقال دادم حق حقوق ان را باید صاحب خانه بعدی باید انجام دهد
ماده 196 - ق م قاعده اصیل بودن طرف معامله تعهد به نفع شخص ثالث مثال من ماشین را فروختم به تو ولی باید یک میلیون به شخص ثالث بدهی اگر شخص ثالث بول را نگرفت بول باید به فروشنده بر گردد اختلاف در نمایندگی من ومن من از جانب خودم ماشینو فروختم ایشان می گوید تو از جانب من فروختی تو وتو من می گم مال خودتو فروختی ان می گه مال خودتو فروختی در من ومن نماینده مدعی است که معامله ای که انجام داده از مال خودش است واز طرفی اصیل همین ادعا را دارد و می گوید که معامله نماینده ما انجام داده برای اوست
در تو و تو نماینده مدعی است که معامله را برای اصیل انجام داده و اصیل بر این ادعاست که معامله ای که نماینده او انجام داده برای خود نماینده است ---------- ماده 196 می گوید کسی که معامله می کند ان معامله برای خود ان شخص محسوب می شود -------------- استثنائات اصل نسبی بودن قرار دادها 1- تعهد به نفع ثالث قراردادی که بسته می شود به نفع طرفین بسته می شود 2 - تعهد به نفع ثالث به دو صورت انجام می شود -------------من ماشینو فروختم به تو باید یک میلیون به فلانی بدی مثال 1 قسمت دوم ماده 196
1 - تعهد به نفع شخص ثالث به صورت شرط ضمن عقد 2 - - تعهد به نفع شخص ثالث به صورت دوعوض 768 ق م صلح می تواند بدون عوض باشد یاعوض داشته باشد تعهد به نفع شخص ثالث نیازی به قبول شخص ثالث ندارد 3- تعهد به نفع شخص ثالث به وراثت نمی رسد چون قائم به فرد به ورثه اش نمی رسد
ماده 197 -قیمت مبیع هردو جنسند بول من میام 10تن گندم می دهم یک ماشین می خرم گندم و قیمت ماشین مثمن مبیع هر کدام اینها مال دیگری از اب در بیاید معامله ای که من انجام دادم مال صاحب اصلی می باشد
معامله فضولی دو فسم دارد 1 - معامله ای برای غیر (مالک )2 - معامله ای برای خود ( فضولی )در هر دو صورت معامله غیر نافذ
معامله باخود دو نوع است مثال نوع اول عقد نکاح دو طرف وکالت می دهند من عقد نکاح را اجرا کنم من به نمایندگی از دو طرف معامله درست است و قانون قبول می کند
نوع دوم به من وکالت می دهد یک نوع ماشین برای من بخرم من می گم یک ماشین دارم و قصد فروش دارم خرید از یکی دیگری فروشنده خودم هستم اصیل هستم معامله درست است ایرادی ندارد --------نکته ------ولی خاص بدر و جد بدری و وصی به شرط رعایت غبطه (مصلحت )می توانند از جانب صغیر این معامله را یعنی معامله با خودش را انجام بدهند به شزط رعایت غبطه ------------قیم ( قیومت )قیم نمی تواند از طرف خود معامله را از طرف قیم انجام دهد
--اشتباه -------- در 4 مورد موجب بطلان است 1 - در نوع عقد من خونه را اجاره می دهم تو می گویی خونه را خریدم 2 - اشتباه در مورد معامله من کتاب می فروشم تو قلم را می خواهی 3 - اشتباه در جایی خود موضوع معامله ( اشتباه در وصف اساسی یا صفت جانشین ذات النگو طلا می خرم شما بدل می فروشی 4 - اشتباه در جایی که شخصیت مهم علت عمده عقد است در عقد نکاح چون خود شخص در عقد دخالت دارد
-------در 5 مورد زیر اشتباه مورد بطلان نیست ولی حق فسخ ایجاد می کند 1- اشتباع در اوصاف مهم مورد معامله مثل خود اشتباه تصور خلاف واقع اشتباه یعنی تصور خلاف واقع مثال من فرش کاشان می خریدم نگو این فرش مال تبریز است باطل نیست ولی حق فسخ دارد 2- اشتباه در ارزش مورد معامله خیار غبن 3 - اشتباه در انگیزه و داعی معامله صحیح است ولی حق فسخ ایجاد نمی شود اشتباه در جهت یا هدف معامله معامله صحیح است و حق فسخ ایجاد نمی شود 5 - اشتباه در معامله در جایی که شخص مهم نیست --------- فرق شخص و شخصیت شخص هویت و فیزیک بدنی انسان شخص می باشد شخصیت عبارت است همه توانمندیها و دارایی ما مثل سوادمثل موقعیت اجتماعی مثل توان من و غیره مثال فوتبالیست ها یکی می گوید من فوتبالیست معروفی هستم در صورتی که نیست
----------اکراه --------2نوع می باشد اکراه مادی ( اجبار )2- اکراه معنوی اکراه مادی فشار انقدر زیاد است که طرف قدرت تصمیم گیری ندارد متعلق اکراه معنوی جان مال و ابرو شروط اکراه معنوی 1 - تهدید باید از خارج باشد ( خارج از درون انسان )2 - هدف از تهدید باید انعقاد معامله باشد اکراه نیست اگر یکی از این دو شرط نباشد اضطرار است
اضطرار 1 - تهدید درونی 2 - هدف را انعقاد عقد باشد معامله اضطرار طبق ماده 206 ق م صحیح است و یک جا اگر از اضطرار سو استفاده بشود معامله نافذ نیست ماده 779 ق م با ماده 207 ترس از کسی موجب اکراه نیست
معاملات اکراهی 1 - اکراه معنوی رضا معیوب عقد غیر نافذ 2 - اکراه مادی فقدان قصد عقد باطل معاملات اضطرار 1 - صحیح 2 - سو استفاده استفاده از اضطرار غیر نافذ
شرط دوم صحت عقد --------- اهلیت طرفین کسی که اهلیت داشته باشد می گویند اصل وکسی که اهلیت نداشته باشد می گویند مهجور مهجور سفه صغیر مجنون صغیر کسی است که زیر بلوغ دختر 9سال قمری بسر 15سال تمام قمری دختر 8 سال و 9 ماه بالغ می شود بسر 14 سال و 7 ماه مجنون کسی است که عقل ندارد مجنون ادواری و دائمی یا اطباقی سفه کسی است که عقل معاش ندارد کلیه معاملات مجنون دائمی و صغیر غیر ممیز باطل است چون اهلیت و قصد ندارند صغیر ممیز 1212ق م معاملات معوض غیر نافذ منوط به تنفبذ ولی اوست
تملکات بلاعوض صغیر ممیز رفته یک جیز را مالک شده صحیح است زیرا بسودش است هیچی را در عوض نداده تملیکات به مالکیت دیگری در اوردن مثال ماشین را به کس دیکری دادن باطل است چون به ضررش است سفه 1 - معاملات معوض غیر نافذ 2 - تملکات بلاعوض صحیح 3 - تملیکات بلا عوض باطل 4 - امور غیر مالی صحیح مجنون ادواری در حال جنون کلا باطل است 2- در حال افاقه تمام معامله صحیح است ---------نکته -------در اصل بر این است جنون می گذاریم ولی می گوییم در زمان جنون صورت گرفته است 1210 قانون مدنی
شرط سوم عقد معامله 1 - مورد معامله داشتن مالیت داشتن 2 - منفعت عقلایی داشتن 3 - منفعت مشروع داشتن ماده 215 ق م ------------------معلوم بودن معامله جنس وزن و میزان 342 معین بودن مورد معامله مصداقا در بیرون معامله مشخص باشد ==در بعضی جاها در عقود مقابنه ای علم تفضیلی لازم است ولی در عقود مسامحه ای علم اجمالی کافی است
4- جهت معامله هدفی که معامله روی ان انجام می شود باید مشروع باشد معامله در جهت نا مشروع 1 - جهت نامشروع جهت عقد بیان شده نتیجه معامله باطل است 2 - جهت معامله نامشروع در عقد بیان نمی شود ولی طرف معامله اطلاع دارد عقد باطل است 3 - در عقد نامشروع بودن جهت بیان نشده طرف معامله خبر ندارد معامله صحیح می باشد
--------نکته معامله به قصد فرار از دین بین طرفین عقد صحیح است اما در مقابل طلبکار قابل استناد نمی باشد ( ماده 218 ق م )وقف به قصد فرار از دین غیر نافذ است 265 --------نکته --------دیگر معامله صوری به لحاظ فقدان قصد باطل است
قوانین امری قوانینی که بر خلاف ان نمی شود توافق کرد قرارداده 2- قانون تکمیلی برخلاف قانون امری عرف تخییری می شود بر خلاف قانون توافق کرد مثال اختیار مسکن با مرد است می توانند تو عقد شرط کنند اختیار مسکن با زن باشد یا در بیع در محل باید باشد قانون می گوید باید در محل باشد می توانیم توافق کنیم که محلش جای دیگری باشد ------------ اولویت بر اساس 1- قانون امری 2 - قراردادی 3 - عرف 4 - تکمیلی 225 ق م ------------مسئولیت -قراردادی قراردادی یعنی قراردادی وجود دارد که در ان تعهد امده اگر یکی از طرفین از تعهد مذبور تخلف کند مسئولیت قراردادی بوجود می اید 1 -شرط بین زیان دیده و وارد اورنده زیان قراردادی وجود داشته باشد شرط 2 - تخلف از قرار دادحتما باید تخلف احراز بشود خسارت عدم انجام تعهد 2نوع 1 - خسارت انجام عدم تعهد 2 - خسارت تاخیر در انجام تعهد ( وحدت مطلوب ) این تعهد در شب 26 اذر باید انجام بشود 27 بمونه به درد نمی خورد یا (تعدد مطلوب )این نوع تعدد مطلوب مثال بیمانکاری 3ماه زمان می کشد یک خانه را درست کند اگر نتواند در ان زمان تعهد را عمل نماید مثال در قرارداد نوشته شود روزی 100هزارتومان باید جریمه برداخت نماید --------------تعهد بوسیله و تعهد به نتیجه تعهد بوسیله تعهدی است که در ان متعهد تلاش می کند کار خود را انجام دهد اما ممکن است نتیجه مورد نظر نرسد مثل تلاش بزشک برای نجات بیمار وکیل در بیروزی در دعوا ---------------تعهد به نتیجه تعهدی است که در ان متعهد کارش را درست انجام دهد مثل بابر وانتی تعهد دارد که بار را می برد در بندر عباس تحویل بدهد متعهد به وثیقه موقعی است که مقصر با قصور داشته باشد متعهد در قوه قاهره باشه
تفاوت این دوتا نتیجه و وثیقه در تعهد به وسیله در صورت متعهد له می تواند خسارت بگیرد که متعهد تقصیر کرده باشد مثل بزشک یا وکیل ولی در تعهد نتیجه به محض اینکه متعهد تخلف کرد باید خسارت بدهد می توان شرط کرد که شرط تاثیر شرط عدم مسئولیت
1 - خسارت عمدی نباشد 2 - خسارت بدنی نباشد 3 - لطمه به حیثیت و ابرو نباشد
شروط ضمن عقد شرط توافقی فرعی است که در ضمن غقد می اید ----------نکته ----------شرط همیشه با اراده دو طرف می شود نسبت عقد با شرط شاخه به درخت است مثل اینکه عقد تنه درخت و شرط شاخه درخت ----------- نتیجه نخست اگر عقد از ابتدا باطل باشد شرط هم باطل است نتیجه دوم اگر شرط باطل باشد عقد باطل نیست شرط 3 نوع می باشد 1- صحیح 2- مبطل 3 -غیر مبطل انواع غیر مبطل 1 - شرط با مربوط 2 - بی فایده 3 - نامشروع 4 - با جهت نا مشروع 5 - مجهول ممکن است حق فسخی ایجاد شده باشد ولی باطل نیست ماده 233 ق م شرط خلاف مقتضای ذات عقد 2- شرط مجهولی که موجب جهل به عوضین می شود 3 -شرط نا مشروعی که جهت معامله را هم نامشروع می کند ===============شرط صحیح 1 - شرط صفت ( راجع به مال است راجع به طرفین نیست ) 2 - شرط نتیجه تحقق یک عمل حقوقی در ضمن عقد اصلی 3 - شرط فعل راجع به طرفین است و راجع به مال ندارد ===========فایده شرط صفت مقدار جنس وصف ++++عقود یا ایقائات تشریفاتی نمی توانند عنوان شرط نتیجه نمی شود مثال طلاق ایقاع تشریفاتی ماهیت شرط فعل همیشه تعهد است اقسام شرط فعل با شرط نتیجه شرط نتیجه فقط می تواند عمل حقوقی باشد ( عقد یا ایقاع ) اما شرط فعل می تواند هم شرط حقوقی باشد هم مادی 2 - اثر شرط نتیجه فورا اما اثر شرط فعل در اینده حاصل می شود 3 - شرط فعل تعهد است و قائده خاص خودش را دارد اما شرط نتیجه این قائده الزام به تعهد را ندارد و مستقیم به مشروط له حق فسخ می دهد 237 . 239 الزام به تعهد 1 - اجبار و التزام به تعهد 2 - انجام الزام به دیگری 3 - فسخ شرط تبانی طرفین ضمن شرط چیزی نمی گند ولی ان شرط در ضمن عقد می اید مثال باکره بودن دختر شرط نمی کنند ولی روی عقد است
اسقاط شرط صفت -----------------------------قابل اسقاط نمی باشد
اسقاط شرط نتیجه ---------------------------قابل اسقاط نمی باشد
حق فسخ شرط فعل ------------------------------قابل اسقاط
اسقاط شروط غیر مبطل ------------------ منظور همان اسقاط حق است
اسقاط شروط مبطل ----------------------بدون تاثیر است وعقد هم جنان باطل است
استثنائات عقد نکاح وقف ضمان اگر عقد از بین بره معامله که یک معامله از بین نمی ره مثال من این زمینو می فروشم به تو تو ان زمین کوچکی که داری انو باید وقف کنی اگر وقف کرد ان دیگر از بین نمی ره
تاثیر انحلال عقد و شرط ضمن ان در شرط صفت موضوعیتی نداره در نتیجه منحل می شود الا 3 شرط در فعل قبل از عمل به شرط نیاز به عمل شرط نیست بعد از عمل به شرط 1- مادی مانند نقاشی اجرت المثل 2 - حقوقی مثل وکیل 1 - تبعی شرط از بین میرود 2 - مستقل انحلال ان تاثیری ندارد
کعامله فضولی در عوض معامله ان یک زمینی بخرد و ان زمین چند دست بچرخد اگر بین بین ان معامله چهارمی را تایید کند ما قبلها درست می شود
ولی در معامله فضولی اگر ماشین بفروش برود و چند دست بچرخد بیاید بنجمی را تایید کند بعد از انها ی که تایید کرده درست می شود 264 مالکیت فی الذمه بسری به بدر بدهکار بود بدر مرد مال رسید به بسر دیگر لازم نیست ان بدهی را رد کند